تبليغاتX
سراب عشق... -


سراب عشق...

لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....

گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست...

گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست...

ولی افسوس...!

همه از عشق گفتن ها...تمام گریه کردن ها...

همه عاشق نوازیها...تمام صحنه سازی ها...

تظاهر بود...!

 

.........................

خدایا:

چرا بازی سرنوشت...چنین روزگاری به پایم نوشت.؟

من خاکی از خاک مینو سرشت..

رسیدم به دوزخ به جای بهشت..؟

خدایا از این غم رهایم کن..

نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |


Design By : Night Skin