تبليغاتX
سراب عشق... -


سراب عشق...

لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....

یک چشم من اندر غم دلدار گریست...


چشم دگرم حسود بود و نگریست...


چون روز وصال آمد او را بستم..


گفتم نگریستی...نباید نگریست...

نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |


Design By : Night Skin