تبليغاتX
سراب عشق... -


سراب عشق...

لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....

دیروز با یه دسته گل رز اومده بود به دیدنم...

با یک نگاه مهربان.همون نگاهی که سالها آرزو داشتم

و از من دریغ میکرد..

گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده..

ولی من فقط نگاهش کردم..

وقتی رفت...:

سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود....

 

نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |


Design By : Night Skin