سراب عشق...
لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....
آدمک مرگ همین جاست بخند بخدا مثل تو تنهاست بخند فکر کن گریه چه زیباست بخند تازه انگار که فرداست بخند شوخی کاغذ ماست بخند پر زدن نیست که در جاست بخند به خدا آخر دنیاست بخند
آدمک آخر دنیاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
فکر کن درد تو ارزشمند است
صبح فردا به شبت نیست که نیست
دست خطی که تو را عاشق کرد
راستی آنچه به یادت دادیم
آدمک نغمه آغاز نخوان نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت
11:21 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |
| Design By : Night Skin |


