سراب عشق...
لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....
یه سقف بی روزن.. یه سقف پا برجا.. محکم تر از آهن.. سقفی که تن پوش.. هراس ما باشه.. تو سردی شب ها.. لباس ما باشه.. سقفی اندازهء قلب من تو.. واسه لمس تپش دلواپسی... برای شرم لطیف آینه ها.. واسه پیچیدن بوی اطلسی.. زیر این سقف با تو از گل.. از شب و ستاره میگم.. از تو و از خواستن تو.. میگم و دوباره میگم.. زندگیم و زیر این سقف با تو اندازه میگیرم.. گم میشم تو معنی تو معنی تازه میگیرم...
تو فکر یک سقفم..
نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت
0:33 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |
| Design By : Night Skin |


