تبليغاتX
سراب عشق...


سراب عشق...

لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....

اگه تا روز قیامت   

داشتنت نباشه قسمت

چشم به راه تو میمونم

با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم

دل سنگ برام بسوزه

اگه جسم من بپوسه

بعد دنیای دو روزه

اگه اوج قصه ها شی

مه روی قله ها شی

اگه باشی و نباشی

نه فقط عاشقت هستم

مرحمی رو قلب خستم

این تویی که می پرستم...

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

در آغوشم بگير هواي تو ديوانه ام كرده

امشب اين دلتنگي بي چاره ام كرد

مرا اي مهربان مست غزل كردي و مجنون

كجايي كه خواب چشمانت آواره ام كرده

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

www.loveme2004.blogfa.com
نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

پیشاپیش سال نو را

 به تمامی ایرانیان تبریک میگویم.

به امید سال خوب و پر برکت.

و به امید ظهور آقا امام زمان.(عج)

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

تو فکر یک سقفم..

یه سقف بی روزن..

یه سقف پا برجا..

محکم تر از آهن..

سقفی که تن پوش..

هراس ما باشه..

تو سردی شب ها..

لباس ما باشه..

سقفی اندازهء قلب من تو..

واسه لمس تپش دلواپسی...

برای شرم لطیف آینه ها..

واسه پیچیدن بوی اطلسی..

زیر این سقف با تو از گل..

از شب و ستاره میگم..

از تو و از خواستن تو..

میگم و دوباره میگم..

زندگیم و زیر این سقف با تو اندازه میگیرم..

گم میشم تو معنی تو معنی تازه میگیرم...

نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

ای رفته ز خاطرات تارم..

رفتی به خدات می سپارم..

هر چند که رفته ای تو را من..

سوگند به لاله دوستت دارم...

نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت 7:58 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

گفتم از آتش عشقت چه کنم؟

گفت:بسوز...

گفتم این سوختگی را چه کنم؟

گفت: بساز...

نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

از سوز محبت...

       چه خبر اهل هوس را...؟؟

این آتش عشق است.

          نسوزد همه کس را...

نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

آن یار که عهد دوستداری بشکست....

    می رفت و منش گرفته دامن در دست...

می گفت:دگر باره به خوابم بینی....

    پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست....

نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 8:55 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

وقتی که برگی رو زمین میفته...

حس می کنم گریه ای بی صدا شد...

حس می کنم چی میگذره تو قلبش...

وقتی میبینه مرگ لحظه ها شد..

آخه منم یه برگ خشک و زردم...

که بی صدا یه عمره گریه کردم...

نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

بعد از این باید بسوزم از غم هجران دوست....

       شاید این دیدار باشد آخرین دیدار دوست....

نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 8:12 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

ما چون ز دردی پای کشیدیم...کشیدیم...

امید ز هرکس که بریدیم..بریدیم...

دل نیست کبوتر.که چو برخاست نشیند...

از گوشهء بامی که پریدیم...پریدیم..

نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 8:32 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |


با شكستنت شكستم

عاشقم، عاشق وخسته ام

پای تو موندم و ساختم

دل به هیچ كسی نبستم

نه به عشقت، نه به عشقم
قسم دروغ نخوردم

بازی برده رو باختم

به تو باختم و نبردم

وقت گریه هات دلم رو

به شب و شعله كشیدم

حقم رو دادی رو رفتی

من به هیچی نرسیدم

خیلی سخته دل بریدن

خیلی ساده است دل شكستن

سخته عاشقونه موندن

دل به هیچ كسی نبستن

چه عذابیه كه امروز

تو رو دارم و ندارم

موندی تا ابد تو قلبم

اما رفتی از كنارم ...
نوشته شده در پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 5:0 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

غرورشکسته(مهران جعفری)
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 8:9 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

یه روزمیاد که دنبالم بگردی

اون وقته که میفهمی باهام چه کردی

یه روز میاد همش با چشم گریون

بپرسی من کجام از این و از اون

وقتی میای که دیگه دیره دیره

طفلکی دل یه جوری یه جای گیره...

نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 7:41 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

هزاربار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل.
نشد یک لحظه از یادت جدا دل
زهی دل.آفرین دل .مرحبا دل...
ز دستش یک دم آسایش ندارم
نمیدانم چه باید کرد با دل...

نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 7:16 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |


Design By : Night Skin