تبليغاتX
سراب عشق...


سراب عشق...

لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....

میروم....

اما نمی پرسم ز خویش....

ره کجا؟

منزل کجا؟

مقصود چیست؟!!!

بوسه میبخشم ولی خود غافلم...

کاین دل دیوانه را معبود کیست؟!!!

نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

روزی که نی از سوز نوایت می سوخت....

هفتاد و دو خیمه پابه پایت می سوخت...

با دیدن لبهای تو.خشکید فرات....

آری...دل آب هم برایت می سوخت...

نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت 1:15 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |

همراه نسیم...
نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |

نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |

چون ابری سرگردان

میگرید چشم من در تنهایی...

ای روز شادیهام کی باز آیی..؟

امشب حال مرا تو نمیدانی...

از چشمم غم دل تو نمیخوانی....!

نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط علی.مجید| |


Design By : Night Skin