سراب عشق...
لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....
دیگر شعری برایت نخواهم سرود دیگر به چشمان زیبایت نگاه نخواهم کرد و دیگر با یاد تو به خواب نخواهم رفت و دیگر به دنبال این عشق بی سر انجام نخواهم گشت و دیگر هیچ گاه قامت زیبایت را چون بت پرستش نخواهم کرد و دیگر ای مهربان من نخواهم گفت که مهربان تر از تو کیست؟! چون امروز بتی که از تو سال ها در خیالم ساخته بودم. شکستم....
دیگر به نغمهء دلنشین تو گوش نخواهم کرد
نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت
6:44 قبل از ظهر توسط علی.مجید| |
| Design By : Night Skin |




