سراب عشق...
لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....
مجید رفته مشهد جاش خیلی خالی هست.دور از چشمش کمی وبلاگ را به هم ریختم. آهنگ گذاشتم فعلا"خراب شده تا درستش کنم و کدش را پیدا کنم. ۲تا کارت تموم کردم. اگه آهنگ خراب هست ببخشید. که از دست رفاقت تیر خورده دلم با پای زخمی لنگ لنگون تن زخمی شو از کوی تو برده قدیما مونس و یارش تو بودی ولی حالا دلم تنهاترینه چه خوش بودم به حرف های دروغت که عشق تو پناه آخرینه... مگر برگشت از راه خطا دل نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل.آفرین دل.مرحبا دل زدستش یکدم آسایش ندارم نمی دانم چه باید کرد با دل...!!! روشن از جلوه های مهتاب است امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوشتر از خواب است... شاید این دیدار باشد آخرین دیدار دوست... مثل همهء شب هاست ولی سرنوشت من تارتر و ظالم تر زشب است. هر شب به هنگام ظلمت و تاری شب دعا می کنم. ای کاش ظلمت و تاریکی سرنوشتم به اندازهء این شب بود. حال ببین روزگارم را که چه سخت است که به شب راضیم...! به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم... کاش می گفتی هجران را چه درمان می کند... پایانش ندامت است. حضرت محمد(ص) امروز رفتم دفترچهء کنکور گرفتم. تربیت بدنی ۱۱ تا شهر بیشتر نداره. ولی حسابداری مجید ۶۴ شهر اونم فقط روزانه. به امید خدا هکه کنکور قبول بشن. مروارید اشک هایم را در صندوقچهء خاطراتم قایم می کنم. آنها تنها یادگار تو اند... حضرت محمد(ص) یا به آنم برسان که دوستش دارم. یا از آنم بگیر که از او سیرم. الهی دست تو سپردم آن را پس کن که دانی و توانی!!! ببخشید که من اصلا" داخل وب صحبت نمی کنم و همش شعر می نویسم. چون من آدم کم حرفی هستم غافل از اینکه یک روز داد می زنند: وقت تمام شد !ورقه ها بالا!!! آبي دريا كه مي بينيم.و مي دانيم كه نيست... و خداوند كه نمي بينيم. ولي مي دانيم كه هست....!
| Design By : Night Skin |














