سراب عشق...
لحظهءديدار نزديك است... گاهی برای رسیدن باید نرفت....
همان نگاهی که سالها آرزو داشتم و از من دریغ می کرد. گریه کرد. گفت:دلش برایم تنگ شده. ولی من فقط نگاهش کردم. وقتی رفت" سنگ قبرم از اشک هایش خیس شده بود!!! یا به آنم برسان که دوستش دارم! یا از آنم بگیر که از او سیرم. الهی: دست تو سپردم آن را. پس آن کن که دانی و توانی!!! هفتادو دو خیمه پا به پایت می سوخت با دیدن لبهای و خشکید فرات آری دل آب هم برایت می سوخت... هفتاد و دو خیمه پا به پایت می سوخت با دیدن لب های تو خشکید فرات آری دل آب هم برایت می سوخت!!! سالها تنهای تنها زیر خاک گفت:عشق یعنی چه؟ گفتم یعنی آتش. گفت مگر آن را ندیده ای؟ گفتم:سالهاست که در آن می سوزم... هر روز دگر حسرت آن روز کشیدیم پیری خط از آن روز رخ ما کشیدست تا خوانی از این خط که ز دنیا چه کشیدیم آزادی ما دام گرفتاری ما بود از بحر قفس بود گر از دام پریدیم... راحت جان طلبم از پی جانان بروم اگرچه گنه کارم" جز تو کسی ندارم به دیگری نسپارم... تو ندیدی اونگاه رو تا بفهمی از کی میگم!!! کفشهای پاره می خریم...اسباب کهنه می خریم... بی اختیار داد میزنم:کهنه فروش:قلب شکسته می خری!!! ولی؟!!! کسی که درد خود را پنهان می کند"درمان نمی یابد. امام حسین(ع) از اینکه کلیک راست قفل هست ببخشید. داخل کد ها اشتباه کردیم خراب شده.به امید خدا درستش میکنم. دوستدار شما:علی تو شدی تمام دنیام"هدفی جز تو نداشتم تو رو داشتن"با تو بودن تنها تصویر خیالم تو دلم نهال امید وصال تو رو کاشتم این یک نفس از برای یک هم نفس است با هم نفسی گر نفسی بنشینی مجموع حساب عمر همان یک نفس است!!!
| Design By : Night Skin |










